تبليغاتX
فوتبال احساسی
شنبه نوزدهم مرداد 1387
به یاد آیدین...

   بایگانی شده در ورزش منهاي فوتبال

 

چند مدت قبل فرصتی دست داد تا دقایقی با سهیل نوریپناه قدم بزنم، سهیل با اینکه یک فوتبالی تمام عیار است اما به فوتبال ایران علاقه‌ای نشان نمی‌داد؛ او بسکتبال و نسل جدیدش را بیشتر از فوتبال این روزهای ایران دوست داشت و تحسین می‌کرد؛ نسلی که با برنامه ریزی درست پله به پله پیش رفت و به افتخار دست یافت.

من اما در این سالها چندان بسکتبالی نبوده ام. بسکتبالی بودن من به  12-10 سال پیش باز می‌گردد که جمعه صبح‌ها پای بسکتبال NBA می نشستم و طرفدار تیمهایی بودم که شیکاگو بولز را با مایکل جردنش مغلوب کنند، خواه این تیم اورلاندو مجیک باشد، خواه یوتا جاز؛ اما فردا روز متفاوتی برای طرفدار بسکتبال‌شدن است !

نسل جدید بسکتبال ایران فردا در نخستین آزمایش خود در المپیک به میدان می‌روند و هرچند به گفته مسئولان بسکتبال ایران در روی کاغذ امیدی به یک پیروزی هم در این مسابقات نیست اما نتایج دیدارهای اخیر این تیم در چین امیدواری و اعتماد به نفس را به جمع بسکتبال دوستان برگردانده است.

در میان بازیکنان فردا، جای یک نفر به مانند این چند وقت خالیست؛ آیدین نیکخواه بهرامی هم می‌توانست در این مسابقات به همراه تیم ایران باشد اما یک حادثه، تیم ایران را از داشتنش محروم کرد.

 ارائه بازیهای قابل قبول از سوی بازیکنان ایران و یاد آیدین به همراه تجربه‌ی حضور در بازیهایی اینچنینی شاید تنها یادگارهای المپیک 2008 برای بسکتبال ایران باشد؛ بسکتبالی که البته قرار است به رشد خود همچنان ادامه دهد.

   مرتبط:

   بزرگمردان در سبدهای آسیا گل کاشتند

   آیدین به پکن نمی رسد

 

+
19:52 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه دوم تیر 1387
ترک ها در نیمه نهایی

  بایگانی شده در جام‌ ملت‌هاي اروپا 20

دیدار پریشب تیم‌های ترکیه و کرواسی اگر چه دیدار چندان مهمی نشان نمی‌داد اما با اتفاقات دقایق پایانی دیدار به یکی از دیدارهای هیجانی یورو 2008 تبدیل شد.

کمتر کسی به گلزنی ترکیه در لحطات پایانی دیدار فکر می کرد، لحطاتی که حتی بیلیچ قصد داشت با استفاده از ترفند تعویض آخرین لحظات دیدار را نیز به سود تیمش به پایان ببرد. این از زیبایی‌های فوتبال است که وقتی همه چیز به ظاهر تمام شده است شاید شروعی دیگر در آن رخ دهد.

با به ثمر رسیدن  گل ترکها، بیلیچ هم تعادلش را از دست داد و اعتراض شدیدی به گونزالس، کمک داور چهارم دیدار نشان داد؛ در این صحنه گونزالس بیش از یک دقیقه صرف آماده نمودن تابلو تعویض کرد.

 
Bilic Angriness in last minutes of Croatia- - Turkey.
             تاخیر زیاد گونزالس سبب شد که تعویض کرواسی شکل نگیرد و فرصت برای ترک ها فراهم شود تا حمله ای دیگر تدارک ببینند

 

ترک‌ها اکنون به نیمه‌نهایی اروپا رسیده‌اند و به گفته‌ی فاتح تریم ترکیه اکنون به جمع قدرت‌های فوتبال جهان پیوسته است [+] اما کیست که نداند ترکیه هیچ‌گاه تیمی با این شخصیت نبوده است. آلمان‌ها با فوتبال ماشینی و خونسردانه‌ی خود، سد محکمی برای ترکیه در دیدار نیمه نهایی خواهند بود؛ آیا ترک‌ها در پایان دیدار برابر آلمان "شامپیون آوروپا" را باز هم سر خواهند داد؟

+
21:31 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه بیستم خرداد 1387
نه به نژادپرستی
   بایگانی شده در جام‌ ملت‌هاي اروپا 2008

یورو 2008 با شکل و شمایلی تازه آغاز شده است و شعار «اتحاد علیه نژادپرستی» در همه‌ جای مسابقات به چشم می‌خورد.  برگزار کنندگان مسابقات شعار Unite Against Racism را بر بلیط‌های مسابقات چاپ کرده‌اند و بازوبند کاپیتان‌ها نیز از این شعار و آرمش استفاده می‌کنند.

این برای نخستین بار نیست که بازوبندهایی با شعارهای اجتماعی در مسابقات مورد استفاده قرار می‌گیرد. پیش از این گری نویل برای نخستین بار در سال 2006 و در مسابقات لیگ قهرمانان اروپا از بازوبندی با شعار  Unite Against Aids استفاده کرده بود و پس از او نیز استیفن جرارد کاپیتان لیورپول در دیدار فینال لیگ قهرمانان اروپا در آتن بازوبندی مشابه بازوبند کنونی کاپیتان‌های جام‌ملت‌ها بر بازو بسته بود.

به نظر می‌رسد که طراح آرم  شعار Unite Against Racism برای طراحی آن به فلسفه چینی "یین یانگ" توجه کرده  و قواعد آن را در طراحی‌اش به کار گرفته است؛ به هر حال هر چه باشد «نبود یکی به معنای نبود توازن است».

   پیوست:

   فراموش نکنید ما همه انسانیم

  Hublot has donated its entire billboard space at each stadium to Unite Against Racism

 

+
13:35 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه دهم خرداد 1387
خداحافظ مرد «روزهای باشکوه»

«روزهای باشکوه» هدیه‌ی افشین قطبی به تمامی فوتبالدوستان ایرانی بود، روزهایی پر از دلهره و همسو شدن برای رسیدن به موفقیت.

فراموش نشدن خاصیت روزهای باشکوه‌ است، حتی اگر بخواهی فراموششان کنی هم نمی‌شود؛ این روزها آفریده می‌شوند برای فراموش نشدن و سالها و سالها باید منتظر دوباره آفریده شدنشان باشی.

روزهای باشکوه روزهایی هستند که تو قهرمانی، روزهایی که تو پادشاهی می‌کنی، روزهایی برای بازیابی غرور از دست رفته.روزهای باشکوه شاید روزهایی حماسی باشند که خاطره‌انگیزتر می‌شوند و به یادماندنی‌تر. روزهایی گره‌خوره با پرش‌های بلند، گره خورده با فریاد کشیدن‌های دیوانه‌وار در لحظه‌های ناامیدی، گره خورده با شادمانی مردمی.

« هیچ‌وقت پرسپولیس و روزهای باشکوه این تیم...» با نخستین بار خواندن این جملات ناگهان دلم گرفت. با اینکه نظر افشین قطبی را می‌دانستم و تیتر خبر را هم خوانده بودم[+]، اما ناگهانی ته دلم خالی شد...

پیوست:

قطبی: تصمیمی منطقی گرفتم

+
18:11 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه سوم خرداد 1387
امنیت در هاله‌ای از ابهام
   بایگانی شده در همراه با باشگاههای ایرانی
 

 واقعن حق با سپاهانی‌هاست؛ بیان موضوع ورود تماشاگران به زمین مسابقه و احتمال بوجود آمدن حالت پیش‌بینی نشده‌ی درگیری بدنی میان بازیکنان سپاهان و تماشاگران، کاملن کفه‌ی ترازو را به سود سپاهانی‌ها سنگین می‌کند. آنها به موضوع جالبی اشاره کرده‌اند «اگر کسی در آن شلوغی به یکی از بازیکنان سپاهان چاقو می‌زد چه کسی پاسخگو بود؟»؛ سوالی که برقراری امنیت در محیط ورزشگاه در روز مسابقه را زیر سوال می‌برد.

ورود تماشاگران به داخل زمین موضوع چندان ناآشنایی نیست اما این موضوع در فوتبال ما هنوز تفسیر نشده باقی‌مانده است. ورود تماشاگران به میدان مسابقه، در مسابقات مختلف به چشم آمده است؛ در برخی موارد ورود تماشاگران به میدان مسابقه همانند دو ماراتن المپیک آتن به ضرر فرد یا گروهی منجر شده و در برخی موارد نیز تنها یک شادمانی طبیعی و آزادکردن هیجان بیش از حد بوده است. قهرمانی تیم رم در کالچپیو 01-2000 نمونه بارز این نوع شادمانی‌ست که بسیاری از تماشاگران به اشتباه سوت داور در دقایق تلف شده را به نشانه‌ی سوت پایان دیدار دانستند و به داخل زمین آمدند؛ آنها در حالی‌که بازی رم و پارما تمام نشده بود حتی لباس بازیکنان محبوبشان را از تنشان بیرون آوردند.

 

بصیرت در حالی از بی‌نظمی پایان دیدار سخن می‌گفت که هیچ‌گاه مواردی مشابه همانند قهرمانی تیم رم را به یاد نیاورد.

در این که ورود تماشاگران به زمین مصداق کامل بی‌نظمی‌ست شکی وجود ندارد اما به میدان ریختن تماشاگران در دیدار پرسپولیس و سپاهان بیشتر به صورت آزادکردن هیجان بیش از حد بوده است؛ گلزنی در دقیقه آخر مسابقه و قهرمانی پس از چند سال شاید توجیه کاملن مناسبی در نظر آید.

درگیری‌های خارج از ورزشگاه میان تماشاگران دو تیم، نیز از نظم و امنیت دیدار چهره‌ای ناخوشایند به نمایش گذاشته است. هوشنگ نصیرزاده، کارشناس مسائل داوری و حقوقی، نخستین جمله‌ای را که در مورد مسئول بودن پرسپولیس در برقراری امنیت خارج از ورزشگاه بر زبان می‌آورد، یک عبارت منفی‌ست:«به هیچ وجه»؛ او پرسپولیس را مسئول برقراری امنیت خارج از ورزشگاه‌ها نمی‌داند هرچند که در آیین‌نامه‌های انضباطی بیان شده باشد که تیم میزبان مسئول برقراری امنیت است.

نصیرزاده حوادث دیدار پرسپولیس و سپاهان را «قابل اغماض» می‌خواند. او درباره‌ی امنیت ورزشگاه می‌گوید:«باید توجه کنیم که باشگاه پرسپولیس به تنهایی دارای ابزار لازم برای تامین امنیت ورزشگاه نیست و این امنیت توسط نهاد دیگری برقرار می‌شود و با توجه به اینکه هفت‌هزار پلیس هم برای این دیدار تدارک دیده شده بودند، به عقیده‌ی من امنیت کافی برقرار بوده است.»

به دور از چشم‌پوشی‌هایی که می‌توان از موارد بی‌نظمی این دیدار انجام داد، باید به دنبال راهکارهای دیگری برای جلوگیری از تکرار این بی‌نظمی‌ها بود. در ورزشگاه‌های ایران برخلاف دیگر نقاط دنیا، هنوز فضای خشن مردانه ورزشگاه‌ها و تفکر حاکم بر آن، تفکر چاقوکشی در شادمانی داخل ورزشگاه‌ها را به ذهن‌ها می‌آورد، بلیت‌فروشی هنوز تنها چند ساعت مانده به بازی انجام می‌شود و هنوز هم مشخص نیست که چه شخصی بر صندلی ورزشگاه می‌نشیند. این‌ موارد تفاوت اساسی فوتبال ما در زمینه برقراری امنیت در ورزشگاه‌ها با دیگر نقاط جهان است؛ تفاوت‌هایی که با هفت هزار پلیس هم نمی‌توان از مقدار آن کاست.

+
14:43 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
طعم قهرمانی در بعد از ظهر بهاری
 
 

واقعن چه فرقی می‌کرد؟ من به این نتیجه رسیدم که 2،3 دقیقه بیشتر یا کمتر فرقی ندارد، تیمی که نتوانسته یکی دو خطر جدی در 45 دقیقه دوم ایجاد کند، به احتمال فراوان هم نمی‌تواند در 3،4 دقیقه باقیمانده کاری انجام دهد؛ بی خیال بازی شدم، رفتم آبی به صورتم بزنم.

الان هم واقعن نمی‌توانم اشتیاقم برای گلزنی پرسپولیس در آن دقایق را پنهان کنم، واقعن دوست داشتم در همان لحظاتی که بازی را نمی‌بینم یکی داد بزند «گل» و من هم به همراه او فریاد بزنم و به سرعت به سمت اتاقم بدوم؛ اما صدایی نشنیدم، بعد از ظهر بهاری ساکت‌تر از همیشه به نظر می‌رسید.

صورتم را که آب می‌زدم «خدایا»یی گفتم، زبانم بند آمده بود برای ادامه، ماندم که چه بگویم. ساکت بودم و برگشتم. در اتاق را باز کردم، بی امید، از آن لحظاتی که فقط منتظر سوت پایانی، حتی ضربه‌ای را که حیدری زد هم فکر کردم اوت شد، یک لحظه گفتم عجب موقعیتی بود؛ که صدای فریاد فردوسی‌پور با صدای تماشاگران هم صدا شد« و توپ توی دروازه قرار می‌گیره، چه زمانی...

من هم فریاد زدم بیشتر از زمانی که نیکبخت دروازه‌ی اردن را در امان فرو ریخته بود، خوشحال شدم بی‌نهایت، مگر فکر می‌کنید چندبار دیگر این خوشحالیها اتفاق می‌افتد؟ هیجانی‌تر از این هم مگر می‌شود؟ همه به شوخی از گلزنی خلیلی در دقیقه‌ی نود و پنج می‌گفتند و بدست آوردن آقای گلی‌اش، اما این‌بار واقعن گل شده بود، در همین دقیقه‌ها باطعم پیروزی بر سپاهان. رویایی‌تر از این هم مگر می‌شد؟

+
1:21 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
به پیشواز دیدار پرسپولیس و سپاهان
بایگانی شده در همراه با باشگاههای ایرانی
 
 
 

دیدار فردای دو تیم پرسولیس و سپاهان دیداری ماندگار است؛ دیداری که یکی از آنها می‌تواند برای نخستین بار، دومین قهرمانی لیگ برتر را به نام خود رقم بزند و از این حیث در تاریخ کوتاه این لیگ منحصر به فرد شود.

دو تیم با اینکه در این فصل با کسر امتیاز مواجه شدند؛ در حالی به دیدار فردا قدم می‌گذارند که باز هم در کورس قهرمانی باقی مانده اند. فردا تنها یکی از این دو موفق به کسب عنوان قهرمانی خواهد شد اما باید پذیرفت که بزرگی تنها در تصاحب افتخار نیست و بی‌گمان هر دو تیم شایسته‌ این عنوان هستند. دیدار فردا از آن دست دیدارهایی‌ست که نباید از دستشان داد و اگر شد حتی به ورزشگاه رفت.  

به دور از نتیجه‌ی این دیدار و کسب عنوان قهرمانی هر یک، بیایید یادی کنیم از بازیکنان نسل‌های ابتدایی پرسپولیس که اعتبار نام پرسپولیس وام‌دار آنهاست ؛ بازیکنانی چون حسین کلانی، ابراهیم آشتیانی، علی پروین، همایون بهزادی، عزیز اصلی، مرحوم حمید شیرزادگان، مرجوم محراب شاهرخی، هادی طاووسی و دیگران که امروزه تنها نامشان باقی مانده و این نام‌ها در میان هواداران جاودانه خواهد ماند.

+
19:34 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387
آن استقلال و این آزادی

 بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه

۱- داستان آبی و قرمز تنها متعلق به تیم‌های استقلال و پرسپولیس نیست، داستانی تنها متعلق به منچستر سیتی و منچستر یونایتد هم نیست چرا که داستان اینترمیلان و آ.ث.میلان و دیگر تیم‌های دنیا نیز هست، همچنان‌که داستان استقلال و آزادی نیز بود. فلسفه آبی و قزمر و جدالشان بیشتر به نام‌های استقلال و آزادی می‌آمد تا به استقلال و پیروزی.

۲- شاید بتوان تغییر نام تاج به استقلال را به سبب حمایت خانواده‌ی سلطنتی پیشین ایران از این تیم مورد قبول دانست، تغییری که با شرایط پس از انقلاب قابل توجیه بود اما داستان تغییر نام پرسپولیس به آزادی و سپس به پیروزی داستان منحصر به فرد خودش را دارد، داستانی که لوگو باشگاه پرسپولیس، فلسفه‌ی وجودی آن را زیر سوال می‌برد. لوگوی باشگاه شیر ایرانی را به همراه دارد و نمادی از قدرت و یادآور پارسه است.

۳-  همچنان بر این باورم که تغییر نام به پیروزی چیزی را عوض نکرد، همچنانکه یکه ماندن لوگوی باشگاه هم تنها دلیل حفظ شدن نام پرسپولیس نیست...

+
20:29 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه بیست و سوم فروردین 1387
همسر دوم
     بایگانی شده در گذشته‌ها
 

آدم جرات می‌کند روزهای روشن تر این محبوب محجوب را پیش‌بینی کند، از بس این یل جوان از اسب هم بیفتد از اصل نمی‌افتد. پله‌ها طی شد و قله‌ها فتح و عجیب که در هیچ‌یک از عکس‌هایی که روی جلد کیکر و بیلد و دیوار خانه‌ها رفت، ابروی او دست نخورده بود، ای عجب!

امیر مهدی ژوله – مجله چلچراغ – پس از کسب عنوان مرد سال آسیا توسط مهدوی‌کیا

 

 

چند واژه‌ي ساده در كنار عكس مهدوي‌كيا، همان سرتيتر معروف روزنامه‌ي بيلد بود كه توانست روز 11 آپريل 2006 را براي مهدوي‌كيا تبديل به جهنمي بزرگ كند؛ «ستاره بوندس‌لیگا دو زن دارد»، بمبي كه به سرعت در رسانه‌هاي جهان منفجر شد.

تنها چند ساعت پس از گزارش روزنامه‌ي بيلد در مورد همسر دوم كيا، در همان بعد از ظهر 23 فروردين، واكنشها‌ي متفاوت طرفداران فوتبال پديدار گشت؛ واكنشهايي كه حتي به غير فوتبالي‌ها نيز كشيده شد. واكنشها تنها بر دو محور مي‌چرخيد، «حمايت» يا «سرزنش». بيشتر كساني كه از گزارش روزنامه بيلد آگاه شده بودند، عنوان مي‌كردند كه نبايد مهدوي‌كيا را در اين روزها تنها گذاشت.  مهدوي‌كيايي كه با جملاتي نظير «من در يك تله گرفتار شدم» يا «مرتكب يك اشتباه بزرگ شده‌ام» حمايت ترحم‌آميز بسياري افراد از اين گروه را برانگيخته بود. دو دسته ديگر نيز در ميان حاميان مهدوي‌كيا قرار مي‌گرفتند، دسته‌ي نخست افرادي بودند كه به خاطر جام‌جهاني نمي‌خواستند به يكي از بهترين بازيكننان تيم ايران لطمه‌ي روحي وارد شود و دسته‌ي ديگر نيز كساني بودند كه عنوان مي‌كردند اين مسائل به سياست‌ لابي‌هاي صهيونيستي مربوط است و آنها در صدد گوشه‌گير كردن و در انزوا قراردادن تيم ايران و بازيكنانش هستند. در برابر گروه گسترده‌ي طرفداران مهدوي‌كيا، دسته‌ي ديگري نيز وجود داشتند كه مهدوي‌كيا را شايسته‌ي سرزنش مي‌دانستند. بيشتر جمعيت اين گروه را افرادي تشكيل مي‌دادند كه طرفدار اين رشته‌ي ورزشي نبودند و از ديدگاه اخلاق به اين ماجرا مي‌نگريستند. اين دسته عنوان مي‌كردند كه بازيكناني مانند كيا به خاطر الگو بودن در يك اجتماع نبايد دست به چنين حركتي بزنند.

گزارش‌ روزنامه‌ي بيلد در مورد مهدوي‌كيا در شماره‌ي روز بعد نيز ادامه پيدا كرد و اين روزنامه در شماره‌ي 24 فروردين خود، جزييات ديگري از اين رويداد را منتشر كرد. بيلد به نقل از سميرا سميعي عنوان كرد كه 2 ماه پيش از مهدوي‌كيا باردار شده است و اين روزنامه عكس سونوگرافي سميرا سمعي را در صفحه‌ي نخست خود چاپ نمود. بيلد حتي آخرين SMS عاشقانه‌ي ارسالي مهدوي‌كيا به سميرا را نيز در شماره‌ي خود به چاپ رساند و مدعي شد كه مهدوي‌كيا با عذرخواهي كردن از ديگران تنها به دنبال آرام كردن جو متشنج رسانه‌هاست. در مقابل روزنامه‌ي زرد بيلد، روزنامه‌ي‌ هامبورگر مورگن پست، روزنامه همراه باشگاه هامبورگ، با تيتر « لشكركشي عليه ستاره‌ي هامبورگ» از اين ماجرا ياد كرد.

ماجراي مهدوي‌كيا علاوه بر ايجاد حساسيت براي وي تا ايجاد دردسر براي مدير برنامه‌هايش، رضا فاضلي، نيز پيش رفت و يك مرجع قضايي آلمان اعلام كرد كه به علت مخفي كاري رضا فاضلي در اين ماجرا، او نيز بايد مجازات شده و پروانه‌ي فعاليت وي نيز لغو شود.

البته التهاب ماجراي همسر دوم مهدوي‌كيا در همان مدت زمان كوتاهي كه ايجاد شده بود، گرفته شد اما مهدوي كيا را در زمينه‌ي ازدواج، به ليست 10 فوتباليست خبرساز  فوتبال جهان [+] [از دید تایمز] پرتاب كرد.

+
13:25 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
طرح جدید بازوبند تیم ملی

   بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه

 

طرح‌های نقش بسته بر لباس‌های گذشته تیم ملی از جاودانگی منحصر به فردی برخوردارند که هیچ‌گاه از ذهن طرفدران فوتبال فراموش نخواهند شد. این طرح‌ها اگرچه عمرشان کمتر از عمر نسل ملی‌پوشانی‌ست که آنرا بر تن می‌کنند اما همواره یادآور تورنمنت‌ها و مسابقاتی‌هستند که تیم ملی در آن حضور داشته است و به این خاطر جاودانه‌اند. در میان طراحی قسمت‌های مختلف لباس تیم ملی، بازوبند‌ها همواره در کمال سادگی طراحی شده‌اند؛ طرح‌هایی همواره ساده و قابل پیش‌بینی.

بازوبند کنونی تیم ایران نیز یک طرح ساده است، طرحی ساده اما تجاری که توسط شرکت تامین کننده‌ی لباس تیم ملی بر روی بازوبند قرار داده شده است. پس از فسخ قرارداد شرکت پوما با فدراسیون فوتبال ایران و طراحی لباس جدید تیم ملی توسط شرکت "مجید"، این برای نخستین بار در طول تاریخ فوتبال ایران است که تیم ملی ایران از طرحی تجاری با چنین ابعادی بر روی بازوبند استفاده می‌کند.

در زمان کاپیتانی علی دایی، تیم ملی هیچ‌گاه از بازوبندی تبلیغاتی استفاده نکرد

استفاده از بازوبند با آرم تجاری در دنیای فوتبال سابقه‌ای دیرینه دارد و اکنون نیز کاپیتان آ.ث.رم، فرانچسکو توتی، در سری آ بازوبندی را بر دست می‌بندد که آرم تجاری شرکت "کاپا"، شرکت تامین‌کننده‌ی لباس تیم رم، را بر خود دارد؛ بازوبندی که البته در لیگ قهرمانان دیگر بر بازوی توتی مشاهده نمی‌شود. این موضوع شاید به خاطر توافق نداشتن باشگاه رم و شرکت کاپا بر سر مسائل مالی و یا شاید به خاطر قانون متفاوت لیگ قهرمانان باشد که به توتی اجازه‌ی استفاده از چنین بازوبندی را نمی‌دهد. تفاوت میان قوانین مسابقات مختلف همواره وجود داشته است و اینکه این مسابقه‌ها از قوانین متفاوتی پیروی کنند، چیز تازه‌ای نیست.

فدراسیون جهانی فوتبال در کتاب Equipment Regulations [+] ساختار و مقرارات مربوط به لباسهای بازیکنان فوتبال را در مسابقات رسمی ملی بیان کرده و چارچوب مشخصی را برای اندازه‌ی آرم‌ها در نظر گرفته است. هوشنگ نصیرزاده، کارشناس مسائل داوری، در این‌باره می‌گوید:« فیفا در بندهای 2، 3و 4 ماده 21 این کتاب اشاراتی به استانداردهای دستکش، هدبند و بازوبند کاپیتانی کرده است. در هدبند و دستکش شما تنها می‌توانید از آرم شرکت سازنده لباس استفاده کنید، این در حالی‌ست که شما برای بازوبند کاپیتانی اجازه دارید از آرم شرکت سازنده و اسپانسر‌های مورد تایید فیفا استفاده کنید؛ و اسپانسرهای مورد تایید فیفا نایک، پوما، آدیداس، آمبرو و لوتو می‌باشند.»

نصیرزاده، که اندازه‌ی آرم شرکت سازنده بر روی هدبند، شورت ورزشی و بازوبند کاپیتانی را بیست سانتی‌متر مربع عنوان می‌کند، ادامه‌ می‌دهد:« لباس‌های شما در مسابقاتی مانند جام‌جهانی باید قبل از استفاده به تایید فیفا برسند اما در مسابقاتی مانند مقدماتی جام‌جهانی فیفا فرض را بر این قرار می‌دهد که شما قانون را رعایت می‌کنید و لباستان را چک نمی‌کند. اگر اندازه‌ی آرم شرکت سازنده بر روی هدبند، شورت ورزشی و بازوبند بیشتر از بیست سانتی‌متر مربع باشد شما حتمن باید جریمه نقدی بپردازید که تا سقف ده هزار فرانک سوییس است.»

 

آشنایی به قوانین فیفا بی‌گمان تنها گزینه‌ی قانونی جلوگیری از چنین طرح‌هایی بر لباس تیم ملی‌ست اما استفاده نکردن از نماد‌های خاص برای لباس تیم ملی، که پیشتر در مسابقات جام‌جهانی نیز به چشم آمده بود، و نداشتن طرح‌های مناسب از پیش تعیین شده برای لباس‌های تیم ملی نیز از دلایلی است که سبب شده شرکت "مجید" ، آرمش را در اندازه‌ای غیر استاندارد بر روی بازوبند تیم ملی حک کند. یک طرح مشخص و استاندارد لباس برای تیم ملی به خوبی از بروز چنین مشکلاتی در آینده جلوگیری خواهد کرد.

محمد صیدانلو، مدیرکل امور فرهنگی سازمان تربیت بدنی که پیشتر طراحان لباس را برای طراحی لباس‌ تیم‌های ملی به همکاری دعوت کرده بود، عنوان می‌کند که طرح کنونی تیم ملی فوتبال به انتخاب و تایید فدراسیون فوتبال بوده و امور فرهنگی سازمان تربیت بدنی نقشی در تایید لباس کنونی تیم ملی نداشته است. لباسی که استفاده از طرح متفاوت بازوبندش در آینده، جریمه‌ای تا سقف ده هزار فرانک سوییس را برای فدراسیون فوتبال ایران به همراه خواهد داشت.

پیوست:

   فدراسيون فوتبال دنبال قرارداد جديد و لباس تازه

پی‌نوشت:

اگر نظر من را برای طرح بازوبند تیم ملی بخواهید، مطمئن باشید که خط نستعلیق را برای نوشتن کاپیتان بر بازوبند تیم ملی انتخاب می‌کنم، در زمینه‌ی سه رنگ پرچم.

 در ضمن سال نوی همگی مبارک. صد سال به این و آن سال‌ها . . .

    

+
21:37 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386
پایان داستان

  بایگانی شده در فوتبال ملي 

1-       قطبی پریروز انتخاب نشد[+]؛ در پایان بازی دیروز شوکه هم شد[+] اما این داستان فوتبال ماست[+]. این روزها پیشتر به ذهن‌مان خطور کرده بود؛ از همان لحظاتی که آخوندی، سحنگوی سازمان، در برنامه‌ی نود قاطعانه از برگزاری انتخابات در موعد مقرر سخن می‌گفت و یکی از آقایان شهنازی و کفاشیان را رییس جدید فدراسیون فوتبال معرفی می‌کرد و صفایی فراهانی تلخندی به لب داشت و سرش را به نشانه‌ی تایید تکان می‌داد...

 

2-        سرانجام دیروز قرعه را بنام دایی زدند و سرانجام تیم ایران، سرمربی ایرانی خود را شناخت. دایی از آن جهت که آشنا به فوتبال ایران است، در این مرحله کمترین ریسک در نتیجه‌گیری را متوجه منافع تیم ملی می‌کند. دایی در روزگار بازیگریش به پشتوانه‌ی تلاشش از تیم ملی به تمام قله‌های افتخار رسید؛ او ،که چندی پیش عنوان کرده بود تلاشش را برای سرمربیگری در اروپا به کار خواهد بست، اکنون در تیم ملی مشغول شده است...

 

3-       داستان جنگ بازیکنان به کجا خواهد کشید؟ پاس ندادن‌ها در جام‌جهانی و هزاران اختلاف دیگر. داستان جدال شرکت‌های مجید و دایی بر سر لباس‌ها و خصوصن لباس تیم ملی به کجا خواهد کشید؟ آیا کسی می‌تواند علی دایی را در صورت صعود به جام‌جهانی از سرمربیگری...

 

4-       اما بی‌خیال این چیزها، دیگر من مطمئن هستم اگر تیم ملی ترکیبی بازی نکند، هیچ بازیکنی نیز به خودش اجازه نمی‌دهد در دقیقه 93 دیداری ملی که در ورزشگاه آزادی بدون گل در جریان است، از فاصله 35 متری ضربه‌ی آزاد مستقیم بزند؛ داشتن سرمربی این خاصیت‌ها را هم دارد!

پیوست:

بازتاب انتخاب علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی در سایت بالاترین

+
21:36 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 View My Public Stats on MyBlogLog.com